تفاوت توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی در میزان قدرت و انسجام طبقه متوسط یک جامعه است
انتخابات تجلی حضور مردم و عرصه ای است که به آشکار کردن نتایج فعالیت و کار احزاب منجر می شود. اگر دموکراسی بدون انتخابات فاقد معنی باشد ، انتخابات هم بدون حضور احزاب معنا و مفهومی نخواهد نداشت. اما به واقع چه ضرورتی برای وجود حزب است؟ چرا در جامعه ما به ویژه سالیان اخیر به آن بی توجهی شده و نقش و جایگاهشان نادیده گرفته می شود؟
آیا جز این است که احزاب شور می آفرینند همراه با شعور؟
جز این است که احزاب آگاهی می آفرینند ؟
جز این است که احزاب مبتنی بر برنامه عمل می کنند ؟ چون خود را سازماندهی می کنند، می توانند دولت را نیز سازماندهی کنند؟
جز این است که احزاب به تربیت نخبگان سیاسی اقدام می ورزند؟
جز این است که احزاب به واسطه شفافیت در فعالیت ، موظف به پاسخگویی به مردم در قبال رایی که از آنها می گیرند، می باشند؟
اگر حزب و تحزب نباشد ، محدود و منفعل باشد ، چه اتفاقی می افتد؟
جز این است که هیجان مبتنی بر اقدامات عوامفریبانه شکل می گیرد ؟
جز این است بی برنامگی و خود محوری حاکم می شود؟
جز این است که پنهان کاری و عدم پاسخگویی و انکار وعده ها و شعار ها صورت عینی می یابد؟
در این شرایط چه باید کرد؟
باید به تقویت جامعه مدنی پرداخت. اساس جامعه مدنی است. جامعه ای که احزاب هم بخشی از آن هستند. نه تنها حاکمان که خود احزاب نیز باید در تعمیق جامعه مدنی و حمایت از نهادهای مردم نهاد اقدام کنند.
تفاوت توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی در میزان قدرت و انسجام طبقه متوسط یک جامعه است. در جامعه ای که فاصله طبقاتی زیاد باشد و بخش اعظم جامعه را فقرا تشکیل دهند، هیچ گاه نمی توان انتظار تحول داشت. چرا که غم نان شب مهمتر از آینده ای دوردست است. ایجاد عدالت نه فقیر کردن همه جامعه که در ارتقا سطح زندگی و رفاه طبقه پایین جامعه است.
لازمه کارآمدی احزاب آن است که به لحاظ سیاسی و اقتصادی قدرتمند و مستقل باشند. قدرت سیاسی و اقتصادی احزاب، عامل تقویت کننده تحزب است ، عامل شفافیت است و عامل دوری آنها از فساد سیاسی، اداری و اقتصادی .
توسعه سیاسی امری لازم است که باید در کنار توسعه اقتصادی و فرهنگی به یک میزان مورد توجه واقع شود. جوامعی که دارای ساختارهای مدنی قدرتمند در سطح جامعه نیستند و یا فرهنگ توسعه سیاسی در میان آنان وجود ندارد، دولت نقش اصلی را در آن بازی می کند. و ایفای نقش گسترده و دخالت دولت در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... آن می شود که امروز همگان از آن انتقاد می کنیم.
شرایط کنونی بسیار حساس است. نتیجه محدود و منفعل کردن احزاب در سالیان اخیر این بوده است که آگاهی آفرینی این نهادهای مدنی و اثرگذار، فراگیر نباشد.
چه رخدادهای تاثر برانگیزی که در این دوران حماسه نام نگرفت. چه ضعف ها و ناکامی هایی که به موفقیت تعبیر نشد ، چه اقدام های خارج از برنامه که قانونگرایی خوانده نشد. و چه و چه...
برغم اینها ، مایه مسرت و شادی است که امروز هر دو نامزد منتسب به جریان اصلاح طلب و خط امامی از تحزب دفاع می کنند.
جناب آقای مهندس موسوی ! حساسیت شرایط کنونی بر کسی پوشیده نیست. و اینک وظیفه ای سنگین بر دوش شماست تا با اقدام قابل ستایش و ایثار جناب آقای سید محمد خاتمی ، از این فرصتی که ایجاد شده و از این اجماعی که می رود تا انشاءاله با تدبیر جنابعالی و جناب آقای کروبی شکل کامل پیدا کند ، بهره گیرید و با استفاده از نظرات نخبگان و کارشناسان و احزاب پیروزی در انتخابات را با هدف بازگرداندن کشور به مسیر توسعه و در صورت تحقق آن در پیش برد برنامه ها و اصلاح روند موجود ، اقدام کنید و در این راه هراسی از تخریب ها و هجمه به دل راه ندهید.
ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد/ هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند
زاهد از كوچه رندان به سلامت بگذر / تا خرابت نكند صحبت بدنامي چند
