نشست با آقاي آقاي يودافو مسئول انستيتو حزب سازي پکن در محل وزارت امور بين الملل
(تنظيم : مهندس اسماعيل زاده)
آقاي يودافو : اول از طرف خودم و انستتيو حزب سازي از شما استقبال گرم مي کنم, از وزارت بين الملل چين هم بابت تبادل نظر و تجربه بايد تشکر کنم. با اين هدف که دوستان ايراني با وضعيت کنوني حزب کمونيست چين آشنا شوند، لذا توضيحات در دو قسمت ارائه مي گردد. بخش اول درباره وضعيت کنوني حزب کمونيست چين و سپس نظر يا سئوالات شما...
ابتدا ايشان درباره وضعيت کلي و اقدامات راهبردي حزب مختصرا توضيح دادند. کشور چين کشور حکمران آسياي شرقي با تاريخ ديرينه و درحال توسعه در جهان کنوني است. مساحت خاک چين 9600000 مي باشد, 56 قوم در اين خاک زندگي مي کنند, اين اقوام در 35 استان و شامل تايوان زندگي مي کنند جمعيت کنوني به 1375000000 نفر مي رسد. درسال 2006 توليد نا خالص ملي به حدود 27/2 ترdليون رسيد که مقام چهارم جهان است و GDP سرانه به 1740 دلار که جايگاه صدم را در جهان دارد.
از زاويه نظام حزبي, نظام تک حزبي همراه با احزاب دموکراتيک اجرا مي شود. حزب کمونيست چين حزب حاکم است و 8 حزب دموکراتيک ديگر, حزب را مشارکت مي کنند و اعضاي 8 حزب ديگر 600000 نفر است. روي هم رفته حزب کمونيست چين, حزب بزرگي است و 000/800/70 عضوداشته و درميان آنها25 % سن کمتر از 35 سال دارند. درميان آنها پکن 5661000 نفر عضو دارد. لذا اگر در مسير توسعه حزب تحليل کنيم, حزبي است درحال رشد.
اين حزب درسال 1921 تأسيس گرديد و در سال 86 با پروژه نگاهي به تاريخچه حزب, تاريخچه حزب را به سه مرحله تقسيم مي کنند.
در مرحله اول حزبي انقلابي بود. در آن زمان کشور چين در يک جامعه نيمه فئودال و نيمه استعمار بسر مي برد و دولت تحت حزب و حکومت فاشيستي بود. در آن زمان دموکراسي وجود نداشت و تنها گزينه براي دستيابي به حکومت انقلاب بود. از سال 1921 تا 1949 حزب به جنگ انقلابي پرداختند. اول حکومت از روستاها بدست آمد و سپس درشهرها. در ميان اين 28 سال(1921تا1949) چهره حزب انقلابي بود و از سال 1949 تا 1978 از تأسيس جمهوري خلق چين تا اجراي سياستهاي درهاي باز مرحله دوم کار حزب بود و تعريف و تقسيم کار در اين موقع توسعه اقتصاد و سازندگي کشور بود که به همين دليل طي دوره دوم 28 ساله چهره حزب سازنده بود و از سال 1978 تا امروز 29 سال سپري شده و حزب تبديل به يک حزب اصلاح طلب شد و يک چهره مصلح داشته است. با تحليل و بررسي مي توان گفت که حزب کمونيست چين, سه مرحله طي کرده است و سه مرحله انقلاب و سازندگي و اصلاح مراحل حزب ما است. و لذا حزب کمونيست يک حزب پيشرو براي کارگران و همه مردم چين مي باشد و از زاويه تئوري يک حزب کمونيستي مي باشد. تئوري راهبردي آن مارکسيسم, کمونيسم، مائوستونگ و دنگ شياپينگ مي باشد و از زاويه نظام سازماندهي نيز بر نظام مرکزيت دموکراتيک استوار است. اگر اهداف اساسي و دور حزب را تحليل کنيم تحقق کمونيزم و از اهداف نزديک به دوبخش تقسيم مي شود. مرحله يک از سال 2000 تا 2021 به سمت اينکه GDP کلي در سال 2020 سه برابر شود, يعني GDP کلي بايد به چهار تريليون دلار برسد. از وضعيت کلي گذشته, احتمالا اين هدف پيش از آن موقع تحقق يابد. مرحله دوم تا سال 2049 يعني صدمين سالگرد جمهوري خلق چين کهGDP کشور به سطح کشوري با پيشرفت متوسط برسد. طبق برداشت هاي حزبي، احياي کبير ملت چين در دستور کار است. از سال 2002 اقدامات راهبردي زيادي به تقويت رسيد که اول انسان محوري و دستيابي به توسعه علمي از سال 2002 کشور چين را دستخوش تحولات عظيم نموده و خصوصيات مرحله اي را پيش آورد. روي هم رفته چين دستخوش تغيير نظام اقتصادي و اجتماعي و سروسامان سود و منافع و تغيير انديشه فکري است. حزب کمونيست بر اين عقيده است که اکنون ;که هم فرصت فوق العاده و هم چالش فوق العاده اي بوجود آمده است، محور اصلي توسعه را بعنوان مهمترين امور در کشور داري و حکومت به حساب مي آورند. و حزب، توسعه همه جانبه و پايدار را ارائه کرده است. ما معتقديم مي بايست هماهنگ سازي توسعه بين شهر و روستا و بين مناطق اقتصادي و اجتماعي و بين طبيعت و انسان ونيز بين توسعه داخلي و دروازه هاي باز و هماهنگي بين توسعه جمعيت و منابع و محيط زيست را اصلاح کنيم و اين اقدام عظيم يعني انسان محوري و توسعه همه جانبه و پايدار و اقدام بعدي تأسيس جامعه هماهنگ سوسياليستي مي باشد.
در دوره اوليه سياست دروازه هاي باز بر مهار توسعه مادي و معنوي اهميت داده شده است. در دهه 90(قرن گذشته) حزب با تحليل و بررسي بر اين توافق رسيد که ساخت کلي جامعه سوسياليستي(در محور سه گانه توسعه سياسي, اقتصادي و فرهنگي) استوار مي باشد. اما اين اهداف سازنده جامعه با خصوصيات سوسياليستي از محور دوگانه و سه گانه به چهارگانه(يعني با توسعه اجتماعي) رسيد و اقدام راهبردي سوم برجسته سازي اعضاي حزب مي باشد. جايگاه کنوني حزب به آساني بدست نيامده و هميشه همينگونه نخواهد بود. اگر حزب در گذشته درحال پيشرفت بود دليل نمي شود که در آينده هم چنين باشد. و اگر بخواهم اين حزب پيشرفته و برجسته باشد بايد انديشه راهبردي حزب را برجسته کنيم و ماهيت پيشرفته در سازندگي و کشورداري و تحقق اهداف و مرام حزب را تقويت کنيم و هم در سازندگي و سازماندهي حزب کار کنيم و هم بايد در سبک کار حزب و نيز نظام سازي حزب را تقويت کنيم. اقدام راهبردي چهارم اقدام تأسيس کشوري نوگرا مي باشد و به عقيده حزب, يک کشور نوگرا بايد با اين چهار خصوصيت باشد:
• %2 GDP در تحقيق و توسعه کشور باشد.
• پيشرفت تکنولوژي و فن آوري بايد بيش از 70% توسعه اقتصادي را بر آورده کند.
• بايد ظرفيت ابتکار و اختراع بالا رود و تکيه بر تکنولوژي خارجي بايد کمتر از 30% باشد.
• بايد ابتکار و اختراع بيشتر شود که در حال حاضر 20% از کشورها95% اختراعات و ابتکارات را تشکيل مي دهند.
اقداماتي که براي دستيابي به اين اهداف استوار است:
1. اتکا بر راه نوين ابتکار و نوآوري و افزايش و تقويت ظرفيت نوآوري و ابتکار.
2. همراه با تقويت امکانات براي ابتکار بايد روش توسعه را عوض کرده و صرفه جويي در مصرف انرژي داشته باشيم.
3. بايد تقويت ظرفيت نوآوري و ابتکار به عنوان محور اصلي توسعه کنيم و نوگرايي در تکنولوژي کنيم.
4. پيشبرد تأسيس يک جهان هماهنگ به عقيده حزب, جهان هماهنگ بايد صلح آميز و ساکت و مبتني بر اطمينان برهم و مبتني بر زندگي صلح آميز و نظام عادل تأسيس گردد.
جهان هماهنگ هم بايد دموکراسي و عدالت را رعايت کرده و حق حاکميت کشورها برابر بوده و بر پايه مشورت امور بين المللي را حل و فصل نمائيم. جهان هماهنگ هم بايد جهاني با منافع متقابل باشد و جريان پيشرفت تکنولوژي بايد به نفع کشورها بويژه کشورهاي در حال توسعه باشد, جهان هماهنگ بايد با نگاه به بيرون و گفتگو با جهانيان و نظام جهاني هماهنگ و مرتبط باشد.به عقيده حزب کمونيست, اگر بخواهيم يک جهان هماهنگ داشته باشيم بايد همه کشورها مشترکاً، هماهنگ و صلح آميز پيش روند. اقتصاد هم بايد هماهنگ پيش رود و همه تمدنها بايد هماهنگ پيش روند بايد دموکراسي، عدالت، مشورت و دموکراسي را رعايت کنيم تا با اعتمادسازي به يک نظام مشترک برسيم.
بايد فضاي آزاد رو به بيرون و باگذشت را اجرا کنيم تا گفتگوي تمدنها شکل بگيرد و علت اين راهبرد که در سالهاي اخير چين اقدام به تشکيل روستاهاي نوين کرده است، توسعه متوازن چين بوده است.مناطق شرقي خيلي سريع رشد پيدا کرده اند و تفاوت عظيمي بين مناطق شرق و غرب چين از لحاظ اقتصادي بوجود آمده است. در بعضي مناطق روستايي حتي مسائل خوراک و پوشاک حل و فصل نشده است. پس حزب کمونيست قصد تشکيل روستاي نوين را در پاسخ به اين احتياجات دارد و قصد دارد با کمک حزب، شهرها و روستاها را توسعه ببخشد. در سال 2007 با برگزاري هفدهمين مجمع عمومي حزب کمونيست چين زمينه اول عملکرد حزب در 5 سال گذشته بررسي مي شود و بايد کارآيي اقدامات 5 سال گذشته بررسي شود تا راههاي جديد پيشنهاد شده و بدين ترتيب پويايي حفظ گردد .انتخابات محلي به پايان رسيده است و همه اين انتخابات بايد قبل از برگزاري مجمع عمومي به پايان رسيده باشد و منتخبين به مجمع عمومي مي آيند و برگزاري آن مهمترين وظيفه حزب در سال جاري مي باشد.به طور خلاصه وضعيت عمومي حزب کمونيست توضيح داده شد.اما سئوال جمع اقتصاد بازار و کمونيست :آقاي دنگ گفتند که سيستم بازار آزاد با ماهيت کمونيست مشکل ندارد, جامعه کمونيست مي تواند در زمينه اقتصاد از بازار استفاده کرده و سرمايه داري هم از کمونيست استفاده بکند. هدف ما اين است که سطح زندگي مردم را ارتقاء بخشيده و به سطح توسعه انسان همه جانبه برسيم. آقاي مارکس در مانيفست کمونيست فرموده که خصوصيات جامعه کمونيست بايد نيروي کار خوب داشته و از لحاظ مالي غني باشد.سيستم اقتصادي فقط يک ابزار براي رسيدن به اين اهداف ميباشد.
نشست با مسئول سازمان جوانان کمونيست چين
سازمان جوانان کمونيست چين داراي 70 ميليون نفر عضو مي باشد . بيشتر فعاليت هاي اين سازمان با همکاري داوطلبانه اعضا و با مقاصد بشر دوستانه انجام مي شود به گونه اي که تعدادي از اعضاي آن در کشورهاي مختلف در حال امداد رساني و کمک به آوارگان و ... هستند.
اين سازمان مهم در حال حاضر 200 هزار داوطلب را سازماندهي کرده است تا در برگزاري بازي هاي المپيک چين دولت را ياري کنند.
تعداد زيادي از سياستمداران و رهبران حزب در اين سازمان فعاليت کرده اند و هو جين تائو نيز در گذشته دبيرکل سازمان جوانان کمونيست چين بوده است.

ديدار با آقاي ليودنگ لين مديرکل آسياي غربي و خاورميانه وزارت بين الملل چين
(تنظيم: مهندس ظفرزاده)
ما در موضوع هسته اي با ايران هماهنگ هستيم، من با آمريکائيها و اسرائيلي ها ملاقات کردم و به آن ها گفتم: تحريم و زور راه حل نيست. لذا شما ايراني ها هم بايد در مبارزه با زورگويي ها از تاکتيک مناسب استفاده نمائيد. مسير توسعه حزب ما را ببينيد، در شرايطي که دشمنان به ما فشار مي آوردند ما يک قدم عقب رفته و دوقدم به جلو بر مي داشتيم تا موفق شديم. اظهارات و سخنراني رئيس جمهور چين در مجامع بين المللي قبلاً در حزب و دولت کارشناسي مي شود و روي تک تک جملات و موضوعات بحث و از جنبه هاي مختلف مورد ارزيابي قرارمي گيرد ...
در آستانه پيروزي، چين با مشکلات زيادي مواجه بود، ما وقتي قوي شديم، به پيروزي رسيديم، در عرصه بين المللي بايد عملکردي انعطاف پذير داشت تا به موفقيت رسيد، ايران با تمدن درخشان، عقل و هوش سرشار مردمش، باتدبير مي تواند به پيروزي برسد و از اين شرايط بگذرد. با تلاش ديپلماتيک مي توان مسائل را حل و فصل نمود، حل صلح آميز هسته اي به نفع ايران، منطقه و صلح و ثبات جهان است.
ما به مسائل ايران توجه داريم، توسعه اقتصاد ايران تأثير مثبت بر اقتصاد چين خواهد داشت، با توسعه اقتصاد ايران حجم مبادلات بين دوکشور گسترش خواهديافت و اين به نفع طرفين است، باتوجه به حجم مبادلات که سال گذشته به 14 ميليارد دلار رسيد، مي خواهيم همکاري هاي في مابين تقويت شود، در عرصه بين المللي با قوي شدن مي شود حرف زد، انعطاف پذيري شرط تعامل بين المللي است، چين با پيگيري صلح آميز و گسترش ارتباطات و گفتگو مي خواهد مشکلات خود را حل و فصل نمايد.
پس از سياست درهاي باز 1976، چين با سرعت اقتصاد خود را توسعه داده است، رشد GDP دورقمي شده، صادرات 12% رشد چشمگيري داشته و قيمت ها ثابت مانده، درآمد و اشتغال افزايش يافته است. افزايش توليد غلات و افزايش درآمد روستائيان براي ما دشوار است.
اگرچه مبناي توسعه کشاورزي را بر صنعت گذاشته ايم و سرمايه گذاري براي توسعه نقش حياتي دارد، ميانگين سرمايه گذاري جهاني حدود 38% است که اين رقم در چين به 70% رسيده است، اين نسبت سرمايه گذاري با مصرف متناسب نيست، صرفه جوئي مصرف انرژي و حفظ محيط زيست در دستور کار دولت چين است. براي توليد يک تن فولاد ما 7 برابر آمريکا و 15 برابر ژاپن مواد اوليه و انرژي مصرف مي کنيم، اقتصاد ما بسط و توسعه يافته، اما آلودگي زيست محيطي هم افزايش يافته و ما طبق نظريه توسعه علمي مي خواهيم به توسعه هماهنگ برسيم. هماهنگي اقتصادي، اجتماعي، توسعه متوازن مناطق و روستاها، هماهنگي بين صادرات و واردات، هماهنگي بين انسان و محيط زيست. شانگهاي پايتخت اقتصادي چين و درحد نيويورک است اما بعضي از مناطق و شهرها و روستاهاي ما خيلي عقب افتاده هستند، بعضي مردم هم مشکل خوراک و پوشاک دارند، طرح توسعه مناطق مرکزي و غربي را به اين دليل ارائه کرديم، که 12 استان منطقه غربي و 8 استان منطقه مرکزي، بايد بسط و توسعه يابند و صنايع کهنه بايد بازسازي و نوسازي شوند، در 28 سال گذشته به دست آوردهاي خوبي رسيديم اما مشکلات فراواني هم داريم و براي رفع مشکلات مي خواهيم از تجربيات ديگران استفاده کنيم، به خصوص با احزاب ساير کشورها مي خواهيم ارتباط نزديک داشته باشيم. همکاري هاي خوب، توسعه
مناسبات همه جانبه و کسب تجربيات ساير کشورها از اصول راهبردي حزب کمونيست چين است، در مسير توسعه بايد حقيقت گرا بود و تجربيات ايران هم براي ما قابل استفاده و مفيد است.
ما در گذشته و در يک مقطعي کورکورانه از شوروي پيروي کرديم، که تجربه بسيار تلخي بود، GDP چين تا 14 سال ديگر يعني 2020 بايد 3 برابر سال 2000 شود و مصرف انرژي بايد 20% کاهش يابد، در برنامه چشم انداز 2020 GDP چين معادل 4 تريليون دلار پيش بيني گرديده است.
درآمد سرانه از 1070 دلار در 2006 بايد در سال 2020 به 3000 دلار برسد و 3/1 ميليارد نفر جمعيت، اگر 3000 دلار سرانه درآمد داشته باشند رقم بسيار بالائي است و قدرت زيادي براي چين ايجاد مي کند، اگر هر چيني روزي يک تخم مرغ بخورند يک کوه مي شود و اگر يک تخم مرغ پس انداز کند يک کوه پس انداز مي شود، توسعه چين مي تواند در توسعه جهان، صلح و ثبات و امنيت جهان نقش مثبت ايفا کند، يک محيط صلح آميز و با ثبات براي چين و جهان مفيد است .
