اول ؛ برد و باخت در شرایطی معنا پیدا می کند که رقابتی برابر و عادلانه وجود داشته باشد در غیر این صورت چگونه می توان مدعی پیروزی بود؟ یک تیم ورزشی یا یک جریان سیاسی زمانی می تواند خود را برنده واقعی رقابت بداند که حریف در تمام پست های تیم یا تمام کرسی های سیاسی در موقعیتی برابر فرصت هماوردی داشته باشد.
دوم ؛ اصلاح طلبان بواسطه محرومیت بخش زیادی از نیروهای خود نه برای کسب اکثریت مجلس که برای تشکیل اقلیتی قوی و منسجم و اساسا با هدف برهم زدن بازی رقیب وارد میدان شدند. زمانی که یک جریان خود رسما و علنا اعلام می کند نه برای کسب اکثریت بلکه برای حضور در صحنه و دفاع از اصل نظام ، انقلاب و اندیشه های امام و زنده نگهداشتن اصلاحات وارد میدان رقابت شده است ، چگونه جریانی می تواند خود را برنده انتخابات بداند؟
سوم ؛ اصلاح طلبان موفق شده اند تا این لحظه هم بازی رقیب را بر هم زنند و هم اقلیتی منسجم تشکیل دهند. باتوجه به حضور برخی اصلاح طلبان در مرحله دوم و شانس بالای پیروزی آنها و احتمال کشیدن شدن انتخابات تهران به مرحله دوم و حضور حدود ۱۵ نامزد اصلاح طلب در آن مرحله ، تقویت اقلیت کنونی دور از ذهن نیست. در بسیاری از حوزه ها چهره های شاخص اصولگرایان کنار رفته اند و در تهران اصولگرایانی که در آغاز مجلس هفتم در یک مرحله لیست سی نفره خود را در مجلس دیده اند ، حال می بینند که بیش از نیمی از فهرست آنها به دور دوم رفته است. آیا این برهم خوردن بازی آنها نبود؟
چهارم ؛ اصلاح طلبان موفق شده اند تا در کرسی هایی که نامزد معرفی کرده بودند به پیروزی قابل توجهی دست پیدا کنند. همانگونه که در ابتدا نوشته ام اصلاح طلبان در کمتر از ۱۲۰ حوزه کاندیدا معرفی کرده بودند که نیمی از آنها چهره های کمتر شناخته شده و جدیدی بودند که جایگزین نیروهای اصلی رد صلاحیت شده ، شده بودند. در مقابل رقیب اصولگرا با چهره های مطرح و گزینه های اصلی خود وارد رقابت شد. برای روشن شدن این مطلب از دو استان مثال می آورم.
الف- استان کرمان : اصلاح طلبان در ۱۰ کرسی (از ۱۰ کرسی) این استان کاندیدا معرفی و به رقابت با رقیب پرداختند. از میان ۱۰ کرسی گفته شده ، ۵ کرسی به اصلاح طلبان تعلق گرفت ، ۴ کرسی به اصولگرایان رسید و ۱ مستقل هم راهی مجلس شد. معنای مطلب آن است که در رقابت برابر اصلاح طلبان می توانند اکثریت کرسی ها را از آن خود کنند.
ب-استان قزوین : اصلاح طلبان در ۳ کرسی (از ۴ کرسی) این استان کاندیدا معرفی کرده بودند. ۲ کاندیدا گزینه اصلی اصلاح طلبان بودند و ۱ کاندیدا هم بدنبال رد صلاحیت نامزد دوم اصلاح طلبان در قزوین از یک حوزه انتخابیه دیگر به قزوین منتقل و در روز چهارم تبلیغات اجازه فعالیت انتخاباتی گرفت. نتیجه انتخابات در این استان بدین شکل بود : انتخاب ۲ اصلاح طلب و ۱ اصولگرا در ۳ کرسی که اصلاح طلبان دارای نامزد بودند. (در کرسی چهارم یک اصولگرا انتخاب شد آن هم در شرایطی که اصلاح طلبان نامزدی در آن حوزه نداشتند به عبارت دیگر از ۳کرسی مورد اشاره ، اصلاح طلبان در ۲ کرسی پیروز انتخابات بودند.
در کنار موفقیت چشمگیر اصلاح طلبان در حوزه هایی که در آن کاندیدا معرفی کرده بودند ، اصلاح طلبان را باز می توان پیروز انتخابات خواند. نه به لحاظ کسب اکثریت عددی کرسی های مجلس ، بلکه بواسطه برهم زدن بازی رقیب. رقیب و حتی مجریان انتخابات می توانند از پیروزی اصولگرایان بگویند اما نمی توانند واقعیت های آشکار انتخابات مجلس هشتم را پنهان کنند.