تبليغاتX
ایران من - گزارش سفر به چین - 1 : چین قدیم ، چین جدید

ایران من

سياسي اجتماعي

چندی قبل پستی داشتم درخصوص سفرم در قالب یک هیات حزبی به کشور چین برای آگاهی از دستاوردهای اقتصادی فرهنگی و ... این کشور در آستانه برگزاری هفدهمین مجمع عمومی حزب حاکم. و وعده دادم که گزارش ها و نکاتی را در رابطه با این سفر  در وبلاگم قرار دهم. گرفتاری ها و درگیری های مختلف مانع از این شد که این اقدام تا امروز انجام شود. بهرحال با تاخیری نه چندان کم ، به مرور در چند پست ،مطالب و گزارش های مفید این سفر را که توسط من و سایر دوستان نگاشته شده بود (نام نویسنده هر گزارش در کنار آن می آید) در وبلاگ قرار می دهم تا شاید به کار برخی از خوانندگان و محققان بیاید :

« گزارش سفر هيات خانه احزاب ايران به کشور چين »

در خرداد ماه 1386 هياتي از خانه احزاب ايران به دعوت حزب کمونيست چين به اين کشور سفر کرد تا در آستانه برگزاري هفدهمين مجمع عمومي حزب کمونيست چين در جريان آخرين تحولات سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي اين کشور قرار گيرد.

حزب کمونيست چين جهت تبيين عملکرد 5 ساله خود از 2002 تا 2007 از احزاب کشورهاي متعدد اروپايي ،  آسيايي ،آفريقايي و آمريکايي دعوت نموده بود تا ضمن ارائه گزارش خود و انتقال تجربيات خويش ، آنها را به ساير استان هاي کشور روانه کند تا در جريان ميزان پيشرفت و توسعه مناطق مختلف شرقي و غربي چين قرار گيرند.

اعضاي هيات عبارت بودند از :

1- مهدي عليخاني رييس هيات (رييس کميته بين الملل دوره سوم خانه احزاب)
2- امير اسلامي تبار (عضو هيات رييسه شوراي مرکزي دوره سوم خانه احزاب )
3- مهندس حکيمي پور (عضو شوراي مرکزي دوره سوم خانه احزاب)
4- محمد تبرايي (عضو شوراي مرکزي و دبيراجرايي دوره سوم خانه احزاب )
5- مهندس علي ظفرزاده(عضو کميته بين الملل دوره سوم خانه احزاب)
6- دکتر پورنامدار (عضو کميته مطالعات دوره سوم خانه احزاب)
7- بهنود نادري (عضو کميته حقوقي دوره سوم خانه احزاب)
8- رحيم پور (عضو کميته مالي و اجرايي دوره سوم خانه احزاب)
9- بيژن اسماعيل زاده (عضو کميته بين الملل دوره سوم خانه احزاب)
10- بيژن ثابتي مطلق (عضو کميته دوره سوم خانه احزاب)
11-جمشيد ايراني (عضو کميته حقوقي دوره سوم خانه احزاب)

در اين مقدمه ابتدا به اختصار برنامه هاي هيات در اين سفر مورد اشاره قرار مي گيرد و در ادامه گزارش هايي که توسط تعدادي از اعضاي هيات تهيه شده است ، جهت اطلاع و بهره برداري از آن مي آيد:

1شنبه 6/5/86
-حرکت از تهران به استان سين کيانگ و پرواز از سين کيانگ به پکن
-برگزاري جلسه هماهنگي ميان اعضاي هيات در هتل محل اقامت

2شنبه 7/3/86
-جلسه با آقاي تيان معاون امورخاورميانه در محل وزارت امور بين الملل حزب جهت تشريح برنامه هاي سفر
-جلسه با آقاي ليوهون سئي معاون وزارت امور بين الملل حزب کمونيست چين
-ضيافت ناهار به ميزباني آقاي ليوهون سئي  معاون وزارت امور بين الملل حزب کمونيست چين
-جلسه با معاون وزارت امور تبليغات حزب کمونيست چين در محل وزارتخانه

3شنبه 8/3/86
-بازديد از ديوار چين
-جلسه با آقاي سئي شانگ مسئول اداره پژوهشي وزارت امور بين الملل حزب جهت تشريح نظريه توسعه علمي
-جلسه با آقاي اي پينگ مديرکل پژوهشي وزارت امور بين الملل حزب جهت تشريح ايده تاسيس جامعه هماهنگ سوسياليستي

4شنبه 9/3/86
-ديدار با مسئول سازمان جوانان حزب کمونيست چين
-بازديد از شهر ممنوعه
-جلسه با رييس انستيتو حزب سازي حزب کمونيست چين
-جلسه با آقاي منصوري سفير ايران در چين در محل سفارت ايران
-جلسه هماهنگي ميان اعضاي هيات در هتل محل اقامت

5 شنبه 10/3/86
-ديدار با آقاي ليو دنگ لين مديرکل آسياي غربي و خاورميانه وزارت امور بين المللي در محل وزارتخانه
-شرکت در ضيافت شام مديرکل آسياي غربي  خاورميانه در رستوران ايراني داريوش
جمعه 11/3/86
-پرواز به استان شينان و استقبال از سوي مسئول اداره بين الملل حزب در استان
- حرکت از شهر شينان به شهر تاي آن
-بازديد از تي ن شان از ميراث فرهنگي و طبيعي چين

- حرکت به سمت شهر چوفو و اقامت در اين شهر
شنبه 12/3/86
- بازديد از معبد کنفوسيوس
- حرکت به شهر شينان
- بازديد از کارخانه sinotruck
- ضيافت ناهار به ميزباني رييس دفتر امور بين الملل استان شاندونگ
- حرکت با قطار به شهر چينگ دا
- شرکت در ضيافت شام رييس دفتر بين الملل شهر چينگ دا

يکشنبه 13/3/86
-بازديد از اماکن ديدني شهر
-بازديد از يک پروژه ورزشي مربوط به بازي هاي المپيک 2008

دوشنبه 14/3/86
-بازديد از کارخانه حاير
ترک استان شينان و پرواز به استان غربي و در حال توسعه نينگشيا
-ديدار با عضو کميته مرکزي حزب کمونيست چين و دبيرکل حزب در استان

سه شنبه 15/3/86
-بازديد از مسجد جامع شهر اين چوان
-بازديد از حوزه علميه شهر اين چوان
-نشست با رييس کميسيون اقوام و مذاهب استان نينگ شيا در محل حوزه علميه
-بازديد از منطقه خوشه

چهارشنبه 16/3/86
-بازديد از يک روستا و تشريح برنامه مهاجرت مردم از کوه به روستا
-جلسه با مدير توسعه استان در محل استانداري
-پرواز به شهر شي آن و سپس پرواز از آن شهر به شهر اورومچي
-پرواز از شهر اورومچي به تهران

همانگونه که ملاحظه شد  سفر هيات خانه احزاب به کشور چين بسيار فشرده بود. سفرهاي متعدد به استان هاي و شهرهاي مختلف اين کشور و نشست ها و ديدارهاي متعدد با مقامات حزبي هر چند خسته کننده بود اما دستاوردها و تجارب بسياري را براي اعضاي هيات به همراه داشت.
سفر از پکن پايتخت چين آغاز  و در استان شرقي و توسعه يافته شينان ادامه و پس از بازديد از استان غربي و در حال توسعه نينگ شيا که جمعيت قابل توجهي از مسلمانان را در خود جاي داده بود پايان يافت.

مقدمه1 : حزب كمونيست چين : از حزب انقلابي تا حزب اصلاحي


مهدي عليخاني: مطلب پيش رو چکيده است از اطلاعاتي که در طول سفر هيات خانه احزاب به کشور چين دريافت کرديم. در اين مقدمه کوتاه ضمن معرفي کلي کشور چين و روند تاريخي حزب حاکم به اختصار دو نظريه توسعه علمي و ايده تاسيس جامعه هماهنگ سوسياليستي نيز آمده است.

كشور چين
حزب حاكم : حزب كمونيست چين با عمري 86 ساله / با 79 ميليون نفر عضو رسمي كه 25% آنها زير 30 سال هستند و 5/1 ميليون عضو رسمي شان ساكن پكن مي باشند.
جمعيت چين 1 ميليارد و 375 ميليون نفر / داراي 56 قوم مختلف است كه در 35 استان پراكنده شده اند.
GDP كلي چين 2 تريليون و 270 ميليارد دلار است كه در جهان رتبه چهارم را دارا هستند. GDP سرانه چين نيز 1740 دلار است كه رتبه جهاني آنها صدم مي باشد.
علاوه بر حزب كمونيست ، 8 حزب مشاركتي نيز در اين كشور فعاليت دارند كه مجموعا 600 هزار عضو را   پوشش مي دهند.

تاريخ حزب كمونيست
حزب كمونيست سه دوره عمده دارد :
1- حزب انقلابي 1921-1949
2- حزب سازندگي 1949-1078
3- حزب اصلاح طلب 1978- تاكنون
در دوره اول ، يعني سال 1921 تا 1949 ، حزب كمونيست ، حزبي انقلابي است. از روستا به شهر مي آيد و حكومت را در دست مي گيرد.
در دوره دوم ، با تاسيس چين خلق در سال 1949 تا 1978 تبديل به حزب سازندگي مي شود.
در دوره سوم يعني از سال 1978 كه اين كشور سياست درهاي باز را اتخاذ كرد ، تبديل به حزبي اصلاح طلب مي شود كه تاكنون اين روند را ادامه داده است.
در حال حاضر حزب كمونيست چين دو برنامه كوتاه مدت و بلند مدت دارد.
كوتاه مدت تا سال 2021 --) رساندن GDP كلي چين به 4 تريليون دلار (2 برابر رقم كنوني)
بلند مدت تا سال 2042 --) رساندن GDP كلي چين به سطح كشورهاي صنعتي.

درهاي باز ، توسعه علمي و ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليتي
چين از سال 1978 به سياست درهاي باز روي آورد و با دگرگوني عميق در روابط خود با جهان خارج ، دوره جديدي از توسعه و پيشرفت اقتصادي را تجربه كرد.
در اين دوره بدليل قرار گرفتن پكن در منطقه شرقي ، فراهم بودن زيربناهاي توسعه در شرق و نزديكي اين منطقه با دريا و آب هاي آزاد ، شرق چين مورد توجه بيشتري قرار گرفت و اكنون نيز فاصله قابل توجهي ميان توسعه در شرق چين  با ساير مناطق ديده مي شود.

سياست هاي دنبال شده موجب شد تا مناطق غربي ، جنوبي و مركزي به نسبت شرق ، توسعه نيابند. مصرف انرژي افزايش يابد. هر نوع سرمايه خارجي پذيرفته شود و در نتيجه آلودگي زيست محيطي فراواني ايجاد شود.
اين نتايج ، و نيز بررسي تجارب توسعه ساليان اخير و مشاهده تجربه توسعه در كشورهاي صنعتي موجب شد تا حزب حاكم ، دو نظريه جديد را مطرح كند : نظريه توسعه علمي و نظريه ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليستي.
بر اساس اين دو نظريه سياست هاي گذشته ادامه خواهد يافت اما با تغييراتي در برخي اولويت ها ، اصلاح روند هاي نامطلوب و بهبود شرايط توسعه.

نظريه توسعه علمي
اين نظريه به گفته مقامات حزب حاكم ، محتواي علمي حزب را در شناخت مدرنيزه و سوسياليسم نشان مي دهد. آنرا دستاورد جديد بعد از ماركسيسم و انديشه نمايندگي مائو مي دانستند. با اشاره به مشكلات ناشي از سياست درهاي باز كه در بالا به آن اشاره كردم ، بدنبال اصلاح برخي اشتباهات از طريق اين نظريه  هستند. چرا كه از نظر آنها توسعه كنوني نيازمند اقتضائات جديد است. يعني اقتصاد آزاد در چين شكل گرفته اما مردم ثروتمند نشده اند.
در نظريه توسعه علمي بر چند عامل تاكيد زيادي مي شود :
1-حفظ محيط زيست
2-صرفه جويي در مصرف انرژي
3-انسان محوري يعني توسعه بايد در جهت نفع مردم باشد
4-صلح جهاني . اين نكته كليدي بايد مورد تاكيد قرار گيرد چرا كه از نظر حزب حاكم ، در شرايط صلح آميز است كه چين روند توسعه را به شكل مطلوب طي خواهد كرد.
طبق اين نظريه بايد ميان توسعه شرق و غرب ،  توسعه مناطق شهري و روستايي توازن ايجاد شود و تعادلي هم ميان انسان و طبيعت برقرار گردد.
براين اساس اگر در گذشته «سرعت» توسعه اهميت داشت ، امروز مقامات چيني بر «مطلوبيت» تاكيد مي كنند.

ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليستي
اين ايده در شانزدهمين  مجمع عمومي حزب كمونيست -كه هر 5 سال يكبار برگزار مي شود- در سال 2002 تصويب شده است. هدف اين ايده ، ايجاد رفاه همه جانبه در كشور چين است. به اعتقاد مقامات چيني آنها از سياست درهاي باز به سيستم بازار آزاد رسيده اند. در اتخاذ اين سياست آنها به مشكلات داخلي ، مداخلات خارجي ، توليد كالاهاي قلابي و حتي مشكلات بهداشتي نظير شيوع بيماري هايي مانند سارس توجه كرده اند. بنابراين به اين نتيجه رسيده اند كه توسعه بايد همه جانبه باشد و به توسعه اجتماعي ، فرهنگي و حتي سياسي در كنار توسعه اقتصادي اهميت دهند.
آنها معتقد هستند با اين ايده پس از آغاز توسعه « اقتصادي » ، تسلط بر « فرهنگ» مادي و معنوي ، گسترش دموكراسي « سياسي» به هماهنگ سازي جامعه يا توسعه اجتماعي – ايجاد يك سيستم ارزشي مورد قبول همگان- رسيده اند.
در هفدهمين مجمع عمومي حزب كه اخيرا برگزار شد ، هو جين تائو رييس كميته مركزي در بخش عمده اي از گزارش خود به دستاوردها و نتايج اين دو نظريه جديد پرداخت و طبق همين ايده ، بر هماهنگي فرهنگ جامعه ، افزايش ابتكارات و اختراعات ، عدالت و انصاف اجتماعي و تقويت مديريت اجتماعي تاكيد نمود.
براساس اين ايده ، تقويت مديريت اجتماعي به اين معناست كه باتوجه به اينكه اقتصاد چين آزاد شده است ، دولت بايد به جاي مديريت نقش خدمت رساني داشته باشد.


مقدمه 2 : چین قدیم ، چین جدید

 مهندس علي ظفرزاده: در خردادماه 86 بنا به دعوت حزب کمونيست چين هيأت ده نفره اي از خانه احزاب ايران عازم اين کشور شد. در اين سفر ده روزه که تا شانزدهم خرداد به طول انجاميد، ميزبان برنامه اي فشرده و منظم شامل ملاقات با شخصيت هاي حزبي و دولتي و بازديد از اماکن تاريخي، فرهنگي، توريستي و هم چنين مناطق توسعه يافته و عقب مانده تدارک ديده بود.در مجموع 20 نشست با مقامات حزبي و دولتي و 7 بازديد از مراکز توليدي و صنعتي در 3 استان و 7 شهر چين انجام شد.نکته مورد توجه در مورد ميزبانان اين سفر، نظم و برنامه ريزي دقيق چيني ها بود بطوريکه تمام ملاقات ها و ديدارها به موقع و منظم انجام مي شد، و هيچ برنامه اي لغو يا جابجا نمي گرديد.

در اين کشور کهن علاوه بر جذابيت هاي تاريخي، فرهنگي، تنوع قومي و جغرافيايي، آداب و رسوم، خوارک و پوشاک، هنر و معماري... موضوعات ديگري هم وجود دارد که از نگاه محقق، سياستمدار، جامعه شناس، مدير و کارآفرين قابل تأمل و جذاب است.

با تصوري که از کمونيسم داريم، و مصداق بارز آن را شوروي سابق و کشورهاي عقب مانده بلوک شرق ميدانيم، از مشاهده اين همه پيشرفت و توسعه، تحول، ابتکار و اختراع، آينده نگري، نوسازي، بازسازي و اصلاح گري کشوري که حزب حاکم آن عنوان کمونيست را يدک مي کشد شگفت زده مي شويم.
حزب کمونيست چين در سال 1921 تأسيس و در پي مبارزات طولاني و جنگ هاي داخلي در سال 1949 به رهبري مائوتسه تونگ قدرت را بدست گرفته و چين جديد تأسيس شد، کشور چين «جهش بزرگ به پيش» و «انقلاب فرهنگي» مائوتسه تونگ را پشت سرگذاشت و دوره اصلاحات را نيز طي کرد. در خلال رهبري مائو مردم چين سال هاي سخت و دشواري را تجربه کردند و پس از آن اصلاحات «دنگ شيائو پينگ» از ميان ويراني، فقر، بيماري و مرگ ميليون ها انسان سربرآورد و تاکنون که 58 سال از تأسيس چين جديد مي گذرد، حزب کمونيست حاکم بلامنازع کشور بوده است. مائو رهبر انقلاب چين بود و کسي را ياراي مخالفت با برنامه هاي او نبود، مخالفين مائو در هر سطحي اعم از رئيس جمهور يا نخست وزير، وزير و مردم عادي سزايش مرگ بود.

چگونه از بطن تئوري مارکيستي- لنينيستي، بازار آزاد سربرآورده و مصنوعات، ابتکارات و اختراعات، علوم و فنون چيني ها جهانيان را به شگفتي واداشته و در مواردي مستأصل نموده است. اگرچه اين حزب مدعي است تئوري کمونيسم مورد استفاده آنان شکل چيني شده آن است و صرفاً تشابه اسمي با کمونيسم دارد و بهتر است، آن را کمون- کاپيتاليسم بناميم.

حزب کمونيست چين در دوره اخير (1978 به بعد) بازي با کلمات و شعارهاي ويژه کمونيست ها را کنار گذاشت و به تحليل وضعيت داخلي و موقعيت جهاني خود پرداخت، و از شعارگرايي به واقع گرايي رسيد، نقد از درون را آغاز و از خط قرمزهاي فرضي عبور کرد، خود را از قيد شعارهاي تهي از واقعيات رهانيد و واقعيت ها را پذيرفت.

مقامات حزبي به صراحت از انحرافات، کاستي ها، عقب ماندگي هاي چين سخن مي گويند و از نقد خود ابايي ندارند، با همه توانائي اقتصادي، علمي و فني که دارند متواضع هستند و آن چه را که ندارند، براي به دست آوردنش کوشش و تلاش مي کنند.

چيني ها مسائل و چالش هاي خود را به اين ترتيب شناسائي کرده اند:
1. فاصله بين مناطق شرقي و جنوبي، با مناطق مرکزي و غربي از نظر اقتصادي
2. فاصله زياد بين شهرها و روستاها از لحاظ تسهيلات و امکانات، درآمد، رفاه، سواد و امکانات بهداشتي و درماني
3. توسعه مناطق شرقي و جنوبي مشکلات زيست محيطي به وجود آورده و مصرف بيش از حد انرژي و مواد اوليه نگران کننده است.

لذا براي برون رفت از چالش هاي عمده اي که با آن درگير هستند برنامه ريزي هايي کرده اند، که کليات آن بدين شرح است:
‌أ: توسعه هماهنگ مناطق
‌ب: توسعه هماهنگ شهر و روستا
‌ج: توسعه علمي مبتني بر بازار آزاد
‌د: جامعه سوسياليستي نوين
‌ه: تنش زدايي در عرصه بين المللي با شعار صلح و ثبات بين المللي و احترام متقابل و عدم مداخله در    امور يکديگر
‌و: ارتباط گسترده بين المللي و به خصوص با احزاب در عرصۀ جهاني
‌ز: تعيين برنامه چشم انداز براي سال 2020 و 2049 (يکصدمين سال انقلاب چين)

در مجموع چين کشوري است که در آن مظاهر توسعه و تکنولوژي کشورهاي پيشرفته مشاهده مي شود، و فقر و عقب ماندگي دوران باستان هم در بسياري از بخش ها و روستاها وجود دارد و اکثريت مردم در حالت دوم به سر مي برند، و دولت تلاش دارد تا اجراي برنامه هاي توسعه اي هم سان بازي انجام دهد، البته نياز به زمان دارد، 60% ساکنين در روستاها و غالب بي سواد امر توسعه را با مشکل مواجه مي سازد.

مردم چين در طول حيات تاريخي خود آزادي به مفهوم واقعي را احساس نکرده اند، قبل از انقلاب مائو تحت سلطه سلسله خاندان هاي سلطنتي مي زيسته اند، پس از انقلاب هم حاکميت کمونيست ها که با فقر و مرگ و جهل و ديکتاتوري فردي و گروهي همراه بود مجالي براي مردم نگذاشت، تا طعم آزادي را بچشند، و اکنون هم کشور تک حزبي اداره مي شود، راديو و تلويزيون، رسانه ها و مطبوعات همه در کنترل حزب حاکم است. آخرين تلاش آزادي خواهي همانا تجمع دانشجويان در ميدان تنيامين بود که به خونين ترين وجه سرکوب شد، سانسور شديد در همه جا حاکم است. مردم هم چون طعم آزادي را چشيده اند، مشتاقانه به دنبال آن نيستند.

طرح هاي توسعه اي در تمام زمينه ها طراحي و اجراء مي شود، الا آزادي، و اين پاشنه آشيل دولت چين است. که اگر روزي جنبش هاي آزادي خواهي در چين راه بيفتد، سرکوب آن به راحتي سرکوب دانشجويان در ميدان تنيامين نباشد.

چين تاريخي خواندني، و مردم، فرهنگ و جغرافيايي ديدني دارد، به خصوص تاريخ يکصد ساله اخير چين و بالاخص زندگي پرماجراي مائو، معلم ساده 1921 و رهبر انقلابي 1949 که بسيار پرحادثه و عبرت انگيز است، ارمغان او با اجراي طرح هاي «انقلاب فرهنگي» و «جهش بزرگ به پيش» براي ملت چين جز مرگ ميليون ها انسان، فقر، بي سوادي، زجر و ظلم و استبداد چيز ديگري نبود.

لين پيائو جانشين مائو که زماني در ستايش مائو گفته بود: هر هزار سال يک نفر نابغه مثل مائو پديدار مي شود، در اواخر زندگي گفته بود: صدرمائو يک پارانوئيد [مبتلا به بدگماني] و ساديست [دگر آزار] است... و بزرگترين ديکتاتور و زمامدار ستمگر در تاريخ چين است... مائو که در ابتدا مي گفت: «بگذار صدگل بشکفد و صد مکتب فکري رقابت کنند. اين سياستي است براي ترويج پيشرفت در هنرها و علوم و شکوفايي فرهنگ سوسياليستي در سرزمين ما» و به اين ترتيب منتقدين خود را شناسائي و از دم تيغ گذراند و يا به اردوگاه هاي کار اجباري فرستاد وقتي پس از اجراي طرح «جهش بزرگ به پيش» خبر مرگ ميليون ها مردم فقير را به او دادند، گفت: «با اين همه برنامه هايي که براي چين داريم، شايد حتي نيمي از جمعيت چين جان خود را فدا کنند، شايد يک سوم يا حتي يک دهم، اما شما نمي توانيد وقتي انسان ها مي ميرند، بياييد و مرا سرزنش کنيد» و اما ديدگاه هاي تني چند از نسل چهارم پس از مائو را در مورد او و برنامه هايشان را براي اداره چين در ادامه مي آيد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  86/11/25ساعت   توسط مهدي آقا عليخاني  |