نطق من به اطلاعاتي از سفر چندي پيش هيات خانه احزاب به كشور چين و هفدهمين مجمع عمومي حزب حاكم اين كشور اختصاص داشت. اطلاعاتي كه از سوي مقامات حزبي در اختيار ما قرار گرفت و بخشي از آن را مي آورم:
كشور چين
حزب حاكم : حزب كمونيست چين با عمري 86 ساله / با 79 ميليون نفر عضو رسمي كه 25% آنها زير 30 سال هستند و 5/1 ميليون عضو رسمي شان ساكن پكن مي باشند.
جمعيت چين 1 ميليارد و 375 ميليون نفر / داراي 56 قوم مختلف است كه در 35 استان پراكنده شده اند.
GDP كلي چين 2 تريليون و 270 ميليارد دلار است كه در جهان رتبه چهارم را دارا هستند. GDP سرانه چين نيز 1740 دلار است كه رتبه جهاني آنها صدم مي باشد.
علاوه بر حزب كمونيست ، 8 حزب مشاركتي نيز در اين كشور فعاليت دارند كه مجموعا 600 هزار عضو را پوشش مي دهند.
تاريخ حزب كمونيست
حزب كمونيست سه دوره عمده دارد :
1- حزب انقلابي 1921-1949
2- حزب سازندگي 1949-1078
3- حزب اصلاح طلب 1978- تاكنون
در دوره اول ، يعني سال 1921 تا 1949 ، حزب كمونيست ، حزبي انقلابي است. از روستا به شهر مي آيد و حكومت را در دست مي گيرد.
در دوره دوم ، با تاسيس چين خلق در سال 1949 تا 1978 تبديل به حزب سازندگي مي شود.
در دوره سوم يعني از سال 1978 كه اين كشور سياست درهاي باز را اتخاذ كرد ، تبديل به حزبي اصلاح طلب مي شود كه تاكنون اين روند را ادامه داده است.
در حال حاضر حزب كمونيست چين دو برنامه كوتاه مدت و بلند مدت دارد.
كوتاه مدت تا سال 2021 --) رساندن GDP كلي چين به 4 تريليون دلار (2 برابر رقم كنوني)
بلند مدت تا سال 2042 --) رساندن GDP كلي چين به سطح كشورهاي صنعتي.
درهاي باز ، توسعه علمي و ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليتي
چين از سال 1978 به سياست درهاي باز روي آورد و با دگرگوني عميق در روابط خود با جهان خارج ، دوره جديدي از توسعه و پيشرفت اقتصادي را تجربه كرد.
در اين دوره بدليل قرار گرفتن پكن در منطقه شرقي ، فراهم بودن زيربناهاي توسعه در شرق و نزديكي اين منطقه با دريا و آب هاي آزاد ، شرق چين مورد توجه بيشتري قرار گرفت و اكنون نيز فاصله قابل توجهي ميان توسعه در شرق چين با ساير مناطق ديده مي شود.
سياست هاي دنبال شده موجب شد تا مناطق غربي ، جنوبي و مركزي به نسبت شرق ، توسعه نيابند. مصرف انرژي افزايش يابد. هر نوع سرمايه خارجي پذيرفته شود و در نتيجه آلودگي زيست محيطي فراواني ايجاد شود.
اين نتايج ، و نيز بررسي تجارب توسعه ساليان اخير و مشاهده تجربه توسعه در كشورهاي صنعتي موجب شد تا حزب حاكم ، دو نظريه جديد را مطرح كند : نظريه توسعه علمي و نظريه ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليستي.
بر اساس اين دو نظريه سياست هاي گذشته ادامه خواهد يافت اما با تغييراتي در برخي اولويت ها ، اصلاح روند هاي نامطلوب و بهبود شرايط توسعه.

نظريه توسعه علمي
اين نظريه به گفته مقامات حزب حاكم ، محتواي علمي حزب را در شناخت مدرنيزه و سوسياليسم نشان مي دهد. آنرا دستاورد جديد بعد از ماركسيسم و اندشه سه نمايندگي مائو مي دانستند. با اشاره به مشكلات ناشي از سياست درهاي باز كه در بالا به آن اشاره كردم ، بدنبال اصلاح برخي اشتباهات از طريق اين نظريه هستند. چرا كه از نظر آنها توسعه كنوني نيازمند اقتضائات جديد است. يعني اقتصاد آزاد در چين شكل گرفته اما مردم ثروتمند نشده اند.
در نظريه توسعه علمي بر چند عامل تاكيد زيادي مي شود :
1-حفظ محيط زيست
2-صرفه جويي در مصرف انرژي
3-انسان محوري يعني توسعه بايد در جهت نفع مردم باشد
4-صلح جهاني . اين نكته كليدي بايد مورد تاكيد قرار گيرد چرا كه از نظر حزب حاكم ، در شرايط صلح آميز است كه چين روند توسعه را به شكل مطلوب طي خواهد كرد.
طبق اين نظريه بايد ميان توسعه شرق و غرب ، توسعه مناطق شهري و روستايي توازن ايجاد شود و تعادلي هم ميان انسان و طبيعت برقرار گردد.
براين اساس اگر در گذشته «سرعت» توسعه اهميت داشت ، امروز مقامات چيني بر «مطلوبيت» تاكيد مي كنند.
ايده تشكيل جامعه هماهنگ سوسياليستي
اين ايده در شانزدهمين مجمع عمومي حزب كمونيست -كه هر 5 سال يكبار برگزار مي شود- در سال 2002 تصويب شده است. هدف اين ايده ، ايجاد رفاه همه جانبه در كشور چين است. به اعتقاد مقامات چيني آنها از سياست درهاي باز به سيستم بازار آزاد رسيده اند. در اتخاذ اين سياست آنها به مشكلات داخلي ، مداخلات خارجي ، توليد كالاهاي قلابي و حتي مشكلات بهداشتي نظير شيوع بيماري هايي مانند سارس توجه كرده اند. بنابراين به اين نتيجه رسيده اند كه توسعه بايد همه جانبه باشد و به توسعه اجتماعي ، فرهنگي و حتي سياسي در كنار توسعه اقتصادي اهميت دهند.
آنها معتقد هستند با اين ايده پس از آغاز توسعه « اقتصادي » ، تسلط بر « فرهنگ» مادي و معنوي ، گسترش دموكراسي « سياسي» به هماهنگ سازي جامعه يا توسعه اجتماعي – ايجاد يك سيستم ارزشي مورد قبول همگان- رسيده اند.
در هفدهمين مجمع عمومي حزب كه اخيرا برگزار شد ، هو جين تائو رييس كميته مركزي در بخش عمده اي از گزارش خود به دستاوردها و نتايج اين دو نظريه جديد پرداخت و طبق همين ايده ، بر هماهنگي فرهنگ جامعه ، افزايش ابتكارات و اختراعات ، عدالت و انصاف اجتماعي و تقويت مديريت اجتماعي تاكيد نمود.
براساس اين ايده ، تقويت مديريت اجتماعي به اين معناست كه باتوجه به اينكه اقتصاد چين آزاد شده است ، دولت بايد به جاي مديريت نقش خدمت رساني داشته باشد.
در نطق خود به نكاتي در مورد دو استان چين و تجاربي كه از آنها كسب كرديم اشاره كردم. استان شرقي و توسعه يافته شاندونگ و استان غربي و در حال توسعه نينگشيا. به برخي ديدارها و نشست ها با مقامات حزب حاكم و نيز اطلاعاتي كه از سفير خودمان هم گرفتيم ، پرداختم. كه در پست ديگري به آنها خواهم پرداخت.
