
مجلس شوراي اسلامي مهمترين نماد و مظهر دموكراسي در ايران است تا جايي كه از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نهادي در راس امور نام گرفت. يكي از ويژگي هاي مجلس در طول 7 دوره ، آن بوده است كه برخلاف قوه مجريه هيچگاه به طور مطلق ، يكدست و يا خالي از حضور جريان رقيب نبوده است . همواره جناح هاي مختلف با عناوين گوناگون اعم از اصلاح طلب(چپ) و اصولگرا(راست)در زمان حضور اكثريتي از رقيب، اقليتي براي اظهار نظر و پيشبرد برنامه هاي خود و بيان نقد از درون قوه مقننه داشته اند. از اين رو انتخابات مجلس همواره از مهمترين رقابت هاي انتخاباتي در كشور مي باشد .
مسير انتخابات مجلس هشتم
اصولگرايان: برغم برتري نامزدهاي منتسب به اصلاح طلبان در اولين مرحله از نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در مجموع آرا و درصد آرا ، نتيجه نهايي انتخابات پيروزي نامزدي بود كه جريان اصولگرا به گونه اي او را منتسب به خود دانست. اقدام اصول گرایان پرسشی را به ذهن متبادر می ساخت که چه دليلي براي اين همه تاكيد وجود دارد ؟ اصولگرايان (به ويژه بخش سنتي آن) همچنان مي توانند پيروزي رييس جمهور كنوني را به نام خود مهر كنند اما چگونه مي خواهند عدم حضور خود را در كابينه هفتاد ميليوني دولت اصولگراي نهم توجيه نمايند؟ پاسخ اين پارادوكس ها در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا داده شد. جايي كه در رقابت ميان حاميان رييس جمهور و اصولگرايان سنتي ، اصلاح طلبان و نيز نامزدهاي نزديك به يكي از رقباي جدي رييس جمهور در انتخابات گذشته و احتمالا آينده ، وارد پارلمان شهري شدند. نتيجه اين انتخابات ، به صدا درآمدن زنگ خطر براي دولت و اصولگرايان بود. در تحليل اوليه درون جناحي ، غرور ، انحصاري شدن طرفداري از دولت و ناكامي در همراه سازي مردم و... و در نهايت «عدم ائتلاف» از جمله دلايل اين ناكامي عنوان شد .
اصلاح طلبان : سوالي كه امروز از سوي برخي اصلاح طلبان در واكنش به برداشت هاي بديع برخي اصولگرايان از نتيجه انتخابات رياست جمهوري نهم مطرح شده است ، اين است كه اگر آراي مهدي كروبي 2 درصد افزايش يافته بود و مرحله دوم با رقابت ميان هاشمي رفسنجاني و مهدي كروبي آغاز مي گشت آيا تحليل گران نزديك به دولت مي توانستند از موج جديد اصولگرايي و ظهور معجزه در انتخابات خبر دهند؟ نتيجه انتخابات شكست جريان اصلاح طلب بود. كم توجهي به مشكلات معيشتي مردم ، قطع كانال ارتباطي ميان اصلاح طلبان و مردم و ... و در نهايت «عدم ائتلاف» به عنوان برخي دلايل اين شكست تمام عيار مطرح گرديد.
ائتلاف يا عدم ائتلاف
آنچه كه دو جريان اصلي سياسي كشور را به اين نتيجه رسانده است تا در آستانه انتخابات مجلس هشتم از "مدل هاي جديد ائتلاف" يا "فرمول هاي ائتلاف" سخن بگويند تجارب حاصله از انتخابات رياست جمهوري بود كه انتخابات شوراهاي سوم آن را تكميل كرد.
اصولگرايان و فرمول 5+6 : فعاليت انتخاباتي اصولگرايان براي انتخابات مجلس هشتم همانند انتخابات هاي گذشته با نامي جديد آغاز شده است . عنوان جديد «جبهه متحد اصولگرايان» مي باشد كه هيات اجرايي آن با تركيبي 6 نفره كار خود را آغاز نموده. اندكي بعد گروهي 5 نفره تحت عنوان گروه مرضي الطرفين انتخاب و در نهايت امور انتخاباتي اين جريان به هياتي 11 نفره معروف به گروه 5+6 سپرده شده است. اگر در تركيب گروه 5 نفره ، بيشتر چهره هاي غير حزبي و ريش سفيد حضور دارند ، گروه 6 نفره را تركيبي از نيروهاي حامي دولت ، جبهه پيروان خط امام و رهبري و اصولگرايان جديد تشكيل مي دهند. گروهي كه نايب رييس اول مجلس شكل گيري آن را كاملا دموكراتيك خواند و اعضاي آن ، گروه جديد را متعادل ، جامع الاطراف و مورد قبول همه اصولگرايان دانستند. وظيفه اين گروه كه در راس تشكيلات جهت هماهنگي اصولگرايان انتخاب شده است ، علاوه بر نظارت و برنامه ريزي انتخاباتي ، تصميم گيري پيرامون فهرست هاي انتخاباتي مي باشد. عمده ترين تلاش اين جريان پنهان نگاه داشتن اختلافات دروني ، اقناع سريع جريان هاي معترض ، ممانعت از بازتاب رسانه اي انتقادات و در يك كلام نمايش وحدت اصولگرايان در آستانه رقابتي حساس و سرنوشت ساز مي باشد. هر چند كه جريان هايي در درون اردوگاه اصولگرايي اين فرمول را تاب نياورده و انتقاداتي را از آن مطرح نموده اند و بعضا فعاليت هاي انتخاباتي موازي را نيز آغاز كرده اند. جمعيت آبادگران جوان ، طيف نزديك به محسن رضايي با نام جبهه اتحادملي ، اصولگرايان مستقل و آبادگران جهادي از آن جمله اند. عمده ترين انتقاد به فرمول جديد ائتلاف از سوي بيادي عضو شوراي شهر تهران و دبير جمعيت آبادگران جوان عنوان شد آنجا كه بيان داشت عدهای كه در اين شورا دور هم جمع شدهاند، در خانهی خود نيز رأيی ندارند چه رسد به رأیآوردن از سوی مردم. محسن رضايي نيز ضمن اعلام موافقت با گروه پنجنفره مرضي الطرفين اعلام داشت كاري با هيات اجرايي 6 نفره ندارد . دبير کل ائتلاف آبادگران جهادي هم برخلاف باهنر روند انتخاب اعضاي گروه 11 نفره را غير دموكراتيك خوانده و اعتراض خود را نسبت به جبهه متحد اصولگرايان اعلام كرد.
مدل جديد ائتلاف اصلاح طلبان : برخلاف اصولگرايان ، اين بار اصلاح طلبان بودند كه فعاليت انتخاباتي خود را در سكوت آغاز كردند و به دنبال شكل دادن به مدل جديدي از ائتلاف بودند. بحث هاي انتخاباتي در اردوگاه اصلاح طلبان در سه كانال اصلي تعقيب مي شود : مجمع مشورتي، شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و حزب اعتماد ملي .
مجمع مشورتي حاصل جلسه حدود 300 فعال سياسي اصلاح طلب با سيدمحمدخاتمي ، رييس جمهور پيشين بود. تقاضاي فعالان سياسي براي ايفاي نقش او در به وحدت رساندن نيروهاي اصلاح طلب جهت شركت در هشتمين دوره انتخابات مجلس موجب شد تا در يك نظرخواهي متقابل ميان مهمانان و ميزبان ، شورايي 21 نفره براي بررسي شرايط انتخابات مجلس هشتم و چگونگي ايجاد يك ائتلاف حداكثري تشكيل شود. اين شورا اندكي بعد عنوان مجمع مشورتي را بر خود نهاد و جلسات آن از روزهاي آغازين سال جديد شروع شد. چهره هاي حاضر در اين مجمع تركيبي از شخصيت هاي حزبي و غير حزبي اصلاح طلب بودند كه طي جسلات متعدد به بحث و تبادل نظر درخصوص اهداف و برنامه هاي اصلاح طلبان در انتخابات آتي پرداختند. از سوي ديگر شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات نيز اندكي با تاخير بحث هاي انتخاباتي خود را آغاز كرد. شوراي هماهنگي در اولين قدم از ورود به مباحث انتخاباتي ميان دو گزينه قرار گرفت. گزينه اول تاييد حركت آغاز شده از سوي سيدمحمدخاتمي بود و گزينه دوم فعاليت مستقل انتخاباتي. اعضاي شوراي هماهنگي گزينه اول را تاييد كردند اما در مقابل از سيدمحمدخاتمي خواستند تا نسبت به گسترش مجمع مشورتي اقدام كند ، از اين رو 6 فرد جديد را جهت عضويت در مجمع مشورتي به وي پيشنهاد كردند تا در نهايت همراه با دو چهره ديگر ، تركيب مجمع مشورتي 29 نفره شود. برغم اينكه افراد حاضر در مجمع مشورتي به اعتبار شخصيت حقيقي خود دعوت شده بودند اما در مرحله اول 11 نفر و در مرحله بعد 17 نفر از آنها منتسب به احزاب عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بودند. با توجه به اينكه اكثريت احزاب اصلاح طلب شوراي هماهنگي ، به عضويت مجمع جديد در آمدند ، اين مجمع ستاد انتخاباتي خود را به رياست موسوي لاري تشكيل داده است تا بتواند در تعامل با جبهه اصلاحات و ساير احزاب و شخصيت ها اقدام به شكل دادن به ائتلافي حداكثري نمايد. از سوي ديگر حزب اعتماد ملي از مدت ها قبل فعاليت هاي انتخاباتي خود را آغاز كرده است. برغم تاكيد اين حزب مبني بر حضور مستقل در انتخابات و جريان سازي رسانه هاي اصولگرا مبني بر اختلاف ميان اصلاح طلبان ، آنچه در واقعيت بيش از پيش خود را نشان مي دهد ائتلاف نهايي ميان جريان هاي اصلاح طلب اعم از مجمع مشورتي ، جبهه اصلاحات و حزب اعتماد ملي است كه نمونه آن در انتخابات شوراها مشاهده گرديد. البته در اردوگاه اصلاح طلبان نيز برخي چهره ها و تشكل ها از لزوم شكل گيري ائتلاف اصلاح طلبان بر مبناي اعتدال سخن مي گويند و برغم انتقاداتي كه به برخي عملكردها وارد مي كنند عمده هدف خود را شكل گيري ائتلافي حداكثري در جريان اصلاح طلبي مي دانند.
مستقل ها : انتخابات مجلس همواره شاهد حضور و پيروزي نامزدهاي مستقل در انتخابات بوده است. اين انتخابات در برخي حوزه ها كه تعداد آنها هم كم نمي باشد نه در دايره نفوذ احزاب و تشكل هاي سياسي كه زير سايه افراد برگزار مي شود و حمايت و عدم حمايت احزاب تاثير بالايي در موفقيت و ناكامي نامزدها ندارد . اين حوزه ها غالبا حوزه هاي كوچك با مناطق روستايي گسترده هستند كه دغدغه هاي آنها بيش از آنكه مسائل سياسي باشد دغدغه هاي معيشتي و رفاهي مختص آن منطقه است.
در نتيجه ، تجارب انتخابات هاي پيشين و حساسيت ها و اهميت هاي مجلس آتي ، دو جريان اصلي سياسي را به ضرورت ائتلاف و هماهنگي واقف نموده است. اما آنچه كه آشكار مي باشد آسان بودن كار اصلاح طلبان براي هماهنگي و ائتلاف حداكثري به نسبت اصولگرايان است. اصلاح طلبان خارج از قدرت هستند و به حداقل ها راضي اند. اما اصولگرايان به ظاهر در قدرت شريك اند اما طيف گسترده اي از آنها –سنتي- جايي در قوه مجريه ندارند . تجربه انتخابات شوراها نشان داد كه اگر بخش سنتي نتواند ابزار مناسبي –مانند اهرم هاي پارلماني- در دست داشته باشد مورد اعتناي دولت نهم قرار نمي گيرد. از سوي ديگر دولت نهم نيز مي خواهد در اجراي برنامه هاي خود مستقل از هر گروه و جرياني حتي طيف نزديك به خود باشد ، از اينرو شكل گيري ائتلاف در اين اردوگاه قدري مشكل مي نمايد.
اهميت انتخابات
اصلاح طلبان: هرچند نتيجه انتخابات مجلس هفتم منجر به خروج اصلاح طلبان از اكثريت مجلس و تبديل به اقليتي كوچك شد ، اما نتيجه انتخابات رياست جمهوري خروج كامل يا به تعبيري اخراج آنها را از كليه امور اجرايي و اداري كشور رقم زد. شكست در انتخابات مجلس هفتم بدنبال واگذاري شوراي شهر دوم تهران به اصولگرايان آغاز شد و پس از مجلس نيز ، واگذاري قوه مجريه. اما ، شكست هاي پياپي و تلاش رقيب براي نمايش رو گرداني مردم از اصلاح طلبان در انتخابات شوراهاي سوم و حتي انتخابات خبرگان علائمي مبني بر غلط بودن پاره اي تحليل ها مبني بر مرگ اصلاحات را عيان ساخت. موفقيت در انتخابات مجلس هشتم حتي به صورت تشكيل اقليتي قوي يا فراكسيوني همطراز با رقبا ، شانس موفقيت در انتخابات رياست جمهوري آتي را افزايش مي دهد. اهميت اين حضور براي اصلاح طلبان بدينگونه است كه آنها در فضايي كه از حداقل تريبون ها و رسانه ها براي بيان ديدگاه هاي خود و پيشبرد برنامه هاي خويش برخوردارند مي توانند آزادانه تر به نقد عملكرد دولت نهم پرداخته و برنامه هاي خود را براي بازگشت به قدرت بيان كنند.
اصولگرايان: شكست سنگين حاميان دولت در انتخابات شوراها زنگ خطر را براي اصولگرايان به صدا در آورد چرا كه توانسته بودند شوراهاي دوم و مجلس هفتم و سپس رياست جمهوري نهم را به نام جريان خود سند بزنند. زنگ خطر از اين جهت بود كه تاكنون حتي در ايران سابقه نداشته است در اولين انتخابات پس از روي كار آمدن دولتي ، جريان نزديك به آن متحمل شكست سنگيني شود. كه البته موفقيت نسبي اصولگرايان در شوراي شهر تهران نيز بيش از آنكه عنوان اصولگرايي داشته باشد تحت عنوان اصولگرايان اصلاح طلب و متعلق به طيف شهردار كنوني تهران بود. از اين رو شكست سنگين حاصله ، بروز اختلافات عديده دروني و نقدهاي جدي پارلماني از سوي نمايندگان منتقد اصولگرا كه خود را آماده حضور مستقل در انتخابات مجلس مي كنند تداوم پيروزي هاي اين جريان را در هاله اي از ابهام قرار داده است. ناكامي دولت در عملي كردن وعده هاي خود به ويژه در حوزه اقتصادي ، موج گسترده تورم و گراني و ... نيز مزيد بر علت شده است تا اصولگرايان شرايط حساس تري نسبت به اصلاح طلبان آماده نقد داشته باشند. اهميت انتخابات آتي براي اصولگرايان در آن است كه شكست و از دست دادن اكثريت مطلق در مجلس آتي ، نمايش پاره شدن زنجيره پيروزي هاي پياپي و در نهايت واگذاري قوه مجريه به اصلاح طلبان باشد. اگر براي اصلاح طلبان موفقيت در انتخابات مجلس – ولو تشكيل اقليتي منسجم ، قوي و موثر- مقدمه ورود به قدرت باشد در مقابل نشانه پايان دوره اي است كه تحليل و تفسير هاي عجيب و شگرفي براي آن ارائه شده بود.
چالش ها
جريان ها و گروه هاي سياسي در حالي وارد رقابت هاي انتخاباتي مجلس مي شوند كه چالش هايي در برابر همه آنها وجود دارد .
تعيين صلاحيت ها : نامزدها پيش از ورود به انتخابات مي بايست صلاحيت شركت در انتخابات را بدست آورند. از اين منظر شايد اصولگرايان كمترين دغدغه خاطر را داشته باشند. اما اصلاح طلبان برغم اينكه تصميم گرفته اند ضمن حركت آرام چهره هايي را به ميدان بفرستند كه كمترين حساسيت را داشته باشند نمي توانند فارغ از اين موضوع به انتخابات بيانديشند. چرا كه نحوه تعيين صلاحيت ها ممكن است ضمن دگرگون نمودن وضعيت شركت برخي از گروه ها در انتخابات ، موجب تغيير آرايش در ائتلاف ها به ويژه اردوگاه اصلاخ طلبان شود از اين رو اين مساله مي تواند نخستين چالش بر سر راه اصلاح طلبان باشد .
رسانه ها : مهمترين نقش در هر انتخاباتي بر عهده رسانه هاست. چرا كه روند و جهت اطلاع رساني و نقد مي تواند تاثير بسزايي بر فعاليت جريان ها و حتي نتيجه يك انتخابات داشته باشد. از بعد رسانه ملي يقينا اصولگرايان نگراني خاصي ندارند چرا كه رسانه ملي در حالت مطلوب اگر حتي گرايشي به سمت آنها نداشته باشد رقيبي براي آنها نخواهد بود. اما اين وضع در اردوگاه اصلاح طلبان متفاوت است. اصلاح طلبان نمي توانند نگراني خود را از جهت خاص اطلاع رساني صداوسيما در برخي برنامه هاي خبري پنهان كنند آنجا كه عمده اخباري كه بعنوان اخبار اصلاح طلبان انتشار مي يابد حاكي از اختلاف و پخش اخبار منفي در اين جريان است. رسانه هاي مكتوب نيز حوزه نفوذ محدودي دارند اگر چه تعداد رسانه هاي اصلاح طلبان كمتر از اصولگرايان بوده و با توجه به توقيف برخي از نشريات مشخص نيست همين تعداد موجود آنها تا زمان انتخابات بتوانند به حيات خود ادامه دهند.
تبليغات : با اصلاح قوانين انتخاباتي در مجلس اين گونه احساس شده است كه با توجيه صرفه جويي در امر فعاليت ها و رقابت هاي انتخاباتي ، برخي اقدامات تبليغاتي نامزدها محدود شده است. ممنوعيت چاپ پوستر و الصاق آن بر ديوار و ... نمونه اي از اين اصلاحيه است. منتقدان استدلال مي كنند كه اين امر به ضرر نامزدهاي جديد و ناشناخته است . همچنين تفسير هايي كه بر اينگونه قوانين مي رود مي تواند منجر به خودمحدودسازي نامزدها در فعاليت هاي انتخاباتي گردد.
زمان برگزاري انتخابات : تاكنون اعتراضات نسبتا مشتركي نسبت به زمان برگزاري انتخابات از سوي دو جناح عمده كشور بيان شده است. منتقدان استدلال مي كنند روز 24 اسفندماه يعني چند روز قبل از آغاز سال نو زمان مناسبي براي برگزاري انتخابات نيست. چرا كه درگيري مردم با برنامه هاي خود در آخر سال هم موجب اخلال در امور انتخاباتي مي شود و هم ممكن است منجر به كاهش شركت كنندگان در انتخابات شود. از سوي ديگر منتقدان اظهار مي دارند در حوزه هاي انتخابيه بزرگ نظير تهران و چند شهر بزرگ كشور ، امر شمارش آرا ممكن است چندين روز به طول بيانجامد و ممكن است كشيده شدن امر اجرا و نظارت به تعطيلات موجب تضييع حقوق انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان شود.
سلامت انتخابات : در جريان انتخابات شوراها بيشترين اعتراض درخصوص نحوه شمارش آرا از سوي اصلاح طلبان اعلام گشت. آنها بيان داشتند كه نمايندگان آنها در حوزه هاي شمارش آرا نتوانسته اند به خوبي بر امور پس از اخذ آرا نظارت داشته باشند. ممنوعيت ورود خبرنگاران به ستاد انتخابات كشور و بر چيدن شدن ميز نظارت احزاب بر انتخابات در همان ستاد دليل هايي شد كه اصلاح طلبان نگراني هاي خود را بر آنها نيز مستند سازند. از اين رو دور از انتظار نيست كه تقاضاي احزاب براي احياي ميز نظارت بر انتخابات در ستاد انتخابات كشور و فرمانداري ها مجددا پيگيري شود و احزاب مختلف به ويژه اصلاح طلبان آنگونه كه بيان داشته اند نسبت به تشكيل سازمان نظارت بر انتخابات در درون تشكل و ائتلاف خود اقدام كنند.
جريان هاي حاضر در انتخابات
در حال حاضر نمي توان به سادگي و قطعيت از تعداد ائتلاف ها و نام جريان هاي سياسي براي ورود به رقابت هاي انتخاباتي سخن گفت. اما يك نكته مهم را مي توان متذكر شد و آن اينكه در اين انتخابات نيز همانند رقابت هاي گذشته برغم حضور و فعاليت گسترده احزاب و اتئلاف ها ، همچنان شخصيت هاي برجسته نقش محوري را در ائتلاف سازي و جريان سازي دارند. فارغ از بحث پيرامون چرايي اين موضوع مي توان بر اساس احتمالات جريان هاي زير را در انتخابات آتي مورد شناسايي قرار داد : ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان بر مبناي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و مجمع مشورتي با محوريت سيدمحمدخاتمي ، حزب اعتماد ملي با محوريت مهدي كروبي ، جبهه متحد اصولگرايان بر مبناي ائتلاف ميان جبهه پيروان خط امام و رهبري ، حاميان دولت و اصولگرايان جديد و با نقش آفريني چهره هايي چون باهنر ، عسگراولادي و ... ، جبهه اتحاد ملي با محوريت محسن رضايي، نيروهاي نزديك به محمدباقر قاليباف ، اعتدال گرايان به عنوان حد ميانه جريان اصولگرا و اصلاح طلب با محوريت حسن روحاني و جمعيت آبادگران جوان . همچنين در حال حاضر ائتلاف هايي نيز در حد نام مطرحند مانند اصلاح طلبان معتدل ، ائتلاف حزب اله و... .
با اين اوصاف و با عنايت به اينكه بروز اختلاف هاي بالقوه در درون جريان اصولگرا مي تواند به جدايي حاميان دولت از اصولگرايان سنتي منجر شود و يا رد صلاحيت ها مي تواند برخي از گروه هاي اصلاح طلب را از شركت در انتخابات منصرف و ائتلاف جديد و دگرگون شده اي را شكل دهد باعث شده است تا پيش بيني درخصوص سهم احتمالي اين ائتلاف ها و جريان ها در مجلس آتي دشوار شود. در حال حاضر زماني در حدود 7 ماه به رقابت انتخاباتي باقي مانده است و با گذر زمان مي توان بهتر روند انتخابات را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
درپايان اشاره به نقش غيرقابل انكار هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات ضروريست. هر چند وي از انتساب به جناح هاي مختلف دوري مي كند ، اما گرايش او به جريان اصلاحات به ويژه در سالهاي اخير قابل انكار نيست. البته نمي توان از هاشمي رفسنجاني انتظار مشاركت در ارائه ليست واحد داشت اما و او مي تواند نقش موثري در امر انتخابات به ويژه در بحث تعيين صلاحيت نامزدها ايفا كند و اين نقطه اي است كه اصلاح طلبان اميد زيادي به آن دارند.
