دوم ؛ خاطرم هست دبيركل يكي از احزاب پرسابقه اصولگرا در مصاحبه اي گفته بود كه در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي بارها اعضاي تشكل متبوعش با وي ديدار و ديدگاه هاي خود را منتقل كرده بودند. وقتي خبرنگار پرسيده بود با رييس جمهور كنوني چند بار ديدار داشته ايد ، اظهار كرده بود تا الان اين امكان براي گفتگو فراهم نشده است ! حال اين نكته بايد مورد توجه قرار گيرد كه اساسا باتوجه به قطع ارتباط ميان احزاب – اعم از اصلاح طلب و اصولگرا – با دولت نهم ، آنها از چه "كانالي" در پي باج گيري بوده اند؟
در پست هاي مختلف وبلاگ ، مطالب و مقالاتي در باب تحزب نوشته ام. اما اينجا به جاي بيان ضرورت هاي وجودي يك حزب و نهادمدني ، بايد مطلب ديگري را مطرح كنم.
آقاي رييس جمهور در حالي از زمان به قدرت رسيدن از احزاب برائت مي جويند و بارها تعابيري نظير باج ندادن به آنها را مطرح كرده اند كه خود سابقه عضويت و فعاليت در دو تشكل عمده اصولگرا را داشته و حتي در دو انتخابات شوراي شهر اول و مجلس ششم از سوي آنها نامزد شده اند. در انتخابات مجلس ششم -كه ايشان هم كانديدا بودند- ما شاهد يك رقابت حزبي تمام عيار ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان بوديم. انتخاباتي كه در آن به واسطه فعاليت احزاب ، ائتلاف هاي مجهول الهويه فرصتي براي عرض اندام نداشتند و نتيجه آن شد كه همه مي دانند .
اخيرا آقاي كروبي گفته اند آماده ايم برخي آقايان مخالف تحزب را در انتخاباتي كه احزاب ميدان دار آن هستند ، زيارت كنيم. به همين جهت مروري بر نتيجه انتخابات مجلس ششم در تهران و ميزان آراي نامزدهاي احزاب مختلف شايد كمك كند تا روشن شود چرا با تحزب مخالفت مي شود:

