اول - ما شهروندان جهان در قرن بيست و يكم چرا به گفتوگو نياز داريم؟
جوامع بشري طي قرنهاي متمادي مصائب و جنگهاي بسياري را پشت سر گذاشتهاند تا به اين حقيقت دست يابند كه گفتوگو زمينهساز تفاهم است. گفتوگو دو پايه مهم دارد، اول برابري طرفها و دوم تساهل و مدارا. امروزه جوامع بشري در جستوجوي برابري، عدالت، آزادي، حقوق بشر، احترام متقابل به آداب و سنن و اديان و تقويت ارتباط ميان خود هستند و اعتقاد دارم از طريق گفتوگو است كه ميتوان به اين نيازها پاسخ داد.
دوم - چرا ما به گفتوگوي ملتها و فرهنگها نياز داريم؟
محمد خاتمي، رئيس جمهور پيشين ايران در سخنراني خود در سازمان ملل پيشنهاد كرد سال 2001 سال <گفتوگوي تمدنها> نام نهاده شود. اين ايده با استقبال جهاني و تصويب مجمع عمومي همراه شد اما از <گفتوگوي تمدنها> چه چيزي طلب ميكنيم؟
اولين نتيجه پذيرش اين <گفتوگو> پذيرش برابري ميان ملتها و فرهنگهاست؛ نفي استيلا و تبعيض. تاكيد و احترام به آزادي و استقلال ملتها.
از طريق گفتوگو ميان ملتها و فرهنگها ميتوان زمينههاي مشترك ميان ملتها و فرهنگها را يافت و با پرهيز از اولويتدادن به نقاط افتراق، به نفي خشونت و آيندهاي عاري از جنگ و ناامني اميدوار بود.
در سالهاي اخير با وجود تاكيد بر اين گفتوگوها، شاهد برخي سوءتعابير ميان اديان بودهايم. اين در حالي است كه بيشترين مباني اشتراك و مورد توافق ميان هر ملت و فرهنگي در اديان آنهاست. اكنون كه برخي تلاش دارند بر اختلافات مذهبي بهويژه ميان اسلام، مسيحيت و يهوديت دامن زنند، بيش از هر زمان ديگر براي جلوگيري از ورود به عرصههاي خشونتآميز به گفتوگو و تعامل نياز داريم.
نميدانم چه اصراري وجود دارد، زماني كه اكثريت مسلمانان از صلح و دوستي سخن ميگويند و مبتكر ايده <گفتوگوي تمدنها> نيز يك روحاني روشنفكر و مسلمان ايراني است، برخي تمايل دارند اسلام را در معدود گروههاي در اقليت و افراطي خلاصه كنند؟
در ايران كهن رواداري و گفتوگو، همواره مبناي تمدن بوده است. از زرتشت تا اسلام و دانشمندان بزرگ و جهانياي كه از ايران برخاستهاند، همه براي اعتلاي رفتار و گفتار انساني گام برداشتهاند و در تاريخ جهان ماندگار شدهاند. سعدي از شاعران نامدار ايراني است كه مخاطب خود را به پرهيز از شادي در موقع شكست دشمن و آشتي با دشمنان و يگانگي گوهر انساني فرا ميخواند. اين روح بزرگ بيشك در كالبد مهاتما گاندي نيز حلول كرده است.
گاندي با اين ايده كه تنها خشونت، پاسخ خشونت است، مخالف بود. گاندي نسبت به دو عامل اصلي نزاع و خشونت بشري يعني عدم تحمل مذهبي و خودخواهي ملي آگاهي داشت، از اين رو بر معنويت بدون تعصب مذهبي تاكيد ميكرد. مهاتما گاندي اعلام كرده بود، عدم تحمل بدترين نوع خشونت است. امروز بايد تلاش كنيم اين دو عامل ناخوشايند را كه از مهمترين موانع صلح و گفتوگو ميان ملتها و تمدنهاست، از خود دور كنيم.
پذيرش و استقبال از <گفتوگو> ميان ملل و جوامع مختلف حاكي از تمايل به صلح، عدالت، نفي تبعيض و برابري در جامعه بشري است. تحقق اين گفتوگو ميان ملتها و فرهنگهاي مختلف آنها را به هم نزديكتر ميكند و موجب گسترش همكاريهاي بينالمللي، توسعه عدالت و حقوق بشر و كاهش منازعات قومي، ملي و بينالمللي خواهد شد.
زماني ميتوان به تحقق اين گفتوگو اميدوار بود كه در داخل جوامع شاهد توسعه جامعه مدني و رعايت و احترام به حقوق شهروندان و در عرصه بينالمللي شاهد پايبندي به مقرراتي چون حقوق بينالمللي و منشور ملل متحد باشيم. رعايت عدالت در عرصه بينالملل و محرومنكردن ملتها از حقوق خود و مشاركت دادن آنها در تصميمگيريها از جمله شرايط تحقق گفتوگوست.
فقر اقتصادي در عرصه داخلي نيز مانعي براي تشكيل جامعه مدني است و در عرصه بينالمللي بر تعارضات دامن ميزند. از اين رو زدودن فقر از جوامع يكي از مهمترين تلاشها براي فراهمكردن زمينه گفتوگو است.
از سوي ديگر در عرصه جهاني شدن، بايد به توسعه گفتوگو ميان ملتها و فرهنگها از طريق فعاليت آزاد و بيدغدغه نهادهاي مدني و غيردولتي در عرصه داخلي و بينالمللي بپردازيم تا در سايه مراودات فرهنگي و فكري در فضاي غيررسمي و غيرحكومتي نيز به آرمانهاي بزرگ رواداري و گفتوگو دست يابيم. در اين زمان، جهان نه به منازعه، خشونت و جنگ، بلكه به صلح و گفتوگو نياز دارد. من اعتقاد دارم فلسفه گاندي به ما در اين راه كمك خواهد كرد.
*اين نوشتار متن سخنراني "مهدي آقا عليخاني" دبيركل حزب جوانان ايران اسلامي در كنفرانس بين المللي «صلح ، نفي خشونت و توانمندسازي»فاسطفه گاندي در قرن بيست و يكم ، در دهلي نو مي باشد.
